پیوند ها
آمار بازدید سایت

اخلاق و ساختار قدرت در سياست بين الملل
اخلاق در ساختار امپراتورى
نژادگرايى و تجارت برده
اخلاق در ساختار دولت ملى
تعريف اخلاق
و..........
در سطح نظام بين المللى ،نحوه توزيع قدرت، دولتها را از يكديگر متمايز مىسازد.
بحث اخلاق در سياست بين الملل ارتباط وثيقى با قدرت و نحوه توزيع قدرت دارد و
بر مبناى منطق واقعگرايى، ساختار نظام بينالملل از طريق نحوه توزيع قدرت به دست مىآيد.
ساختارهاى متفاوت، فرصت هاى نابرابرى را در اختيار دولت قرار مىدهد و دولت در نظام ساختارى از موقعيت و منزلت معينى برخوردار مىشود و ايفاى نقش آن در درون ساختارهاى تعريف شده امكانپذير است.
از سوى ديگر، هر اقدام و رفتار دولت در صحنه بين المللى به قدرت نياز دارد، لذا كشورهايى كه از قدرت بيشترى برخوردارند، توان اقدامات، و رفتارهاى بيشترى را خواهند داشت
در قرون وسطى به بعد امپراتورىهاى دريايى و زمينى با ابعاد گستردهترى ظاهر شدند كه از جمله امپراتورىهاى پرتقال، اسپانيا، هلند، فرانسه، بريتانيا، آلمان، ايتاليا، بلژيك و ژاپن
اين امپراتورىها براى بسط قدرت و سرزمين خود، اقدامات جنگى و مداخله جويانهاى را انجام دادند.
امپراتورى پرتقال به دنبال كشف قاره آفريقا در سال 1456 ميلادى به ساحل گينه دست يافت و با دور زدن قاره آفريقا و واسكودوگاما، در سال 1489 ميلادى به هند رسيد و اين شبه قاره را استعمار كرد.
با كشف قاره آمريكا از سوى كريستف كلمب در سال 1492 ميلادى، استعمار اسپانيا در اين قاره آغاز شد.
نژادگرايى و تجارت برده
از ابزارهاى قدرتهاى امپراتورى براى سلطه گرى، تأكيد بر اختلافات نژادى و نابرابرى ميان ملتها مىباشد.
بر اساس نظريههاى نژادى، انسانها به نژادهاى پست و برتر تقسيم مىشوند و نظريه نژادى سلطه يك طبقه، قوم و ملت را بر سايرين تأييد مىكند و تحقير يك طرف را به همراه مىآورد.
تاريخ عهد باستان و يونان نشان دهنده تمايز ميان گروههاى انسانى مىباشد.
ايدههايى كه حكايت از نابرابرى طبقاتى و امتيازات يك گروه بر گروه ديگر مىكرد.
«ايدههاى مبتنى بر نابرابرى نژادى در ميان طبقات اجتماعى در دوران فئوداليسم به اوج رسيد. در آن دوران، امتيازات طبقاتى رسماً به وسيله سيستم طبقه اجتماعى تثبيت شد، نجبا اعتقاد داشتند كه داراى... خون رنگينتر مىباشند».
و..............
آيا مىتوان از معيارهاى اخلاقى محيط داخلى در محيط بين المللى استفاده كرد؟
چه ديدگاههايى درباره اخلاق بين المللى وجود دارد؟
چه وضعيتى اخلاقى، و چه وضعيتى غير اخلاقى است؟
آيا اخلاق در وضعيتهاى عادى، بحرانى و جنگ به يك معناست؟
بايدهاى اخلاقى نظام بين المللى از كجا نشأت مىگيرد؟
ملاك رفتار اخلاقى دولتها، عقلانيت است يا تكليف؟
ميان اخلاق و عدالت، اخلاق و حقوق بشر، اخلاق و احترام متقابل و عدم مداخله در امور كشورها چه نسبتى وجود دارد؟
اخلاق در جهان فرا اطلاعاتى و فرا صنعتى از چه جايگاهى برخوردار است؟
و............
برچسب های مهم